المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٣١ - دنباله كلام در باب اعمال مصدر
جرّ داده و اكثرا همينطور است بنابراين وقتى مصدر بفاعل اضافه شد و آن را مجرور ساخت لازم است مفعولش را منصوبا بعد از آن آورد مانند:
منع ذى غنى حقوقا شين.
( منع نمودن شخص غنى حقوق ديگران را زشت و عيب است).
شاهد در كلمه « منع » است كه مصدر بوده و بفاعلش يعنى « ذى غنى» اضافه شده و آنرا مجرور ساخته و « حقوقا » را بنابر مفعوليّت نصب داده است.
سپس گويد:
يا عملش را بواسطه رفع كامل كن و آن در وقتى است كه به مفعول اضافه شده و آن را مجرور كرده باشد و اين حالت اگرچه از حالت اوّل كمتر است ولى در حدّ خود فراوان و كثير مىباشد مشروط باينكه فاعلش مذكور نباشد مانند:
لا يسأم الانسان من دعاء الخير (انسان از دعاء خير بدحال نمىشود).
شاهد در كلمه « دعاء » است كه به مفعولش اضافه شده و آنرا « الخير » مجرور ساخته و فاعلش ذكر نشده است و اين نحو استعمال مصدر شايع و فراوان مىباشد و در صورتى كه فاعل ذكر شود استعمال مصدر به چنين نحو قليل و كمياب است مانند:
بذل مجهود مقل زين (بذل كردن شخص تهىدست به فقير زينت و آرايش آن شخص مىباشد).
شاهد در كلمه « بذل » است كه مصدر بوده و به مفعولش يعنى « مجهود » اضافه شده و فاعلش كه « مقلّ » باشد در كلام ذكر گرديده است.
برخى از ادباء اين نحو از استعمال مصدر را به شعر اختصاص دادهاند ولى كلامشان با فرموده حقتعالى در قرآن شريف مردود واقع ميشود، خداوند متعال در قرآن ميفرمايد:
للّه على النّاس حجّ البيت من استطاع اليه سبيلا ( براى خدا است برعهده مردم انجام حج البته كسانيكه براى رفتن بخانه خدا استطاعت داشته باشند).
شاهد در « حجّ » است كه مصدر بوده و به مفعولش كه « البيت » باشد اضافه شده و فاعلش يعنى « من استطاع» در كلام ذكر شده.
دنباله كلام در باب اعمال مصدر
شارح مىگويد: